از خواب بیدار شدم ، گرمم شده بود افتضاح! همون جا سرجام نشستم و گیج خواب اطرافو نگاه کردم، دیشب مهمون داشتیم ، چند تا از دخترا اینجا بودن، شبم موندن، ..داشتم نگاشون میکردم ریلکس خوابن و خودشونو تو پتو ساندویچ کرده بودن انقدی گرمم شده بود انگار که تب داشته باشم بلند شدم بخاری رو خاموش کردم و پنجره رو هم تا ته باز کردم ، سر کشیدم بیرون یه کمم هوای خنک و سرد بخوره بهم حالم جا بیاد ، ..بعد دوباره رفتم دراز کشیدمو خوابیدم..اینطوری بهتر بود صبح با سروصداشون بیدار شدم. بالشتو محکم فشار دادم رو سرم که نشنومو بشه بخوابم روز تعطیل رو. ولی ماشاالله جیغ میکشیدن :/ بیخیال خواب شدمو رفتم صورتمو شستم . صبح بخیر که گفتم ادیبه فوری عذرخواهی کرد و گفت نزاشتیم بخوابی ببخشید گفتم نه مهم نیس . د...
ادامه مطلب